آب

 

 

دچار روزمرگی شدم چیزی که ازش متنفرم.

می دونی دلم دیونگی می خواد شدیداً!

امروز دیروز فردا انگار همش دارم خودم رو copy و paste می کنم!

صبح امروز هیچ فرقی با دیروز نداشت و لااقل می دونم که فردا هم تا مدتی مثل امروز و دیروز است.

امروز ها باید بیشتر ذهنم معطوف به انتخابات باشه با این سروصدایی که داره به روزهای انتهایی ش نزدیک می شه ...من اما مرددم بین انتخاب دو مرد ...

ترجیح می دم سکوت کنم .اما انتخاب خودم رو کردم.

روزمرگی کم کم آدم رو رو به تحلیل می بره و قدرت ریسک کردن رو ازش می گیره .

و رویاها رو بیشتر و دور تر ...

باید فکری کرد ،مونده ام با ای همه فکر به کجا می رسم؟!

 

 

 

 

/ 3 نظر / 2 بازدید
آتش دل

واقعا صبح امروز هیچ فرقی با دیروز نداشت![ناراحت]

ب ه ن ا م

عزیزم دچار افسردگی مزمن شدی،نمی دونم چند سالته ولی از وبلاگت مشخصه بچه نیستی.من خیلی بدتر از تو بودم و دارو هم استفاده میکردم ولی الان خوبم چون مبارزه کردم.زندگی مثل یک جنگه.باید این تصورو تو ذهنت بوجود بیاری و واقعا بجنگی،اونوقت موفقیت در دستان توست.

نسیم

بهتر آن است که برخیزی و فریاد کنی با لب گزیدن چیزی بدست نمی آید