تو بگو می گذرد هر چند سخت تر از زهر...

 

گاهی خیلی حرفا ...حرکات و تصاویر هستند که شعاع اثراتش بیشتر از اونی که فکرش و بکنی و تا مدت ها هم موندگارن تو ذهنت با هر چند تا مشغله که داشته باشی ...

اتفاق های داخلی اینجا هم چیزی نیست که از ذهن هر فرد آگاهی به دور باشه و البته نقد ها و بررسی به دنبالش ...

گاه در مقابل راهکارها جناح مقابل افکارت ،دچار ضعف استدلالی می شی ...

جنایات ها بیشتر از اونی که در ذهن من یا تو جا بگیره ...

باید بپذیریم که تامل و تدبیر و صبر کردن راه حل های مناسبی را پیش روی ما قرار می ده چیزی که متاسفانه ما اون رو نمی بینیم ...البته حق می دم به کسانی که گرباد رو می بینن که با سرعت به سمتشون می آد و مدام تکرار می کنن چکار کنیم ؟ مطمئنا اگر در جایش عاقلانه با موضوع برخورد می کردند اینگونه نمیشد .

بسیاری از انسان ها هنگامی که از ناحیه ای احساس خطر می کنند دست به کارهایی می زنن سریع و البته با برد فکری و دید خیلی کم ...و حاصل اون احتمالا گزینه ای بدتر میشه از اونی که بود .

من از خبر اعدام ها بسیار شوکه شدم و هنوز نتونستم این موضوع رو برای خودم حل کنم چطور می توان به راحتی برای کسی حکم جان دادن صادر کرد و آن را اینقدر سریع به مرحله اجرا گذاشت؟! این تصمیم عجولانه البته راه حل مسئله نبود و نیست بلکه خود مسئله ای شده...

من از اینکه می بینم دوستان و همکارانی که روزگاری در کنارشون بودم در جایگاه متهم قرار بگیرند و ...

برای منی که به هر حال از جریان فکریش آگاهی دارم خیلی سخته پذیرفتنش ...

این حادثه های این حکم ها هر لحظه که می گذره بدتر میشه ...

 

 

 

 

 


 

/ 2 نظر / 3 بازدید

سلام

سروش

بگذرد این روزگار تلخ تر از زهر بار دگر روزگار چون شکر آید ...