من به لبخندی از تو خرسندم !

 

 خوب آره دنیا زیبایی هم داره .. مخصوصاً وقتی تویه یک طبیعت دست نخورده و وحشی قرار می گیرم .. چه یک بیابون بی انتها .. چه کوه .. چه دریا و چه هر چیزی سبز و هر جایه سبز .. 

زیبایی دنیا می تونه لبخند ماهور باشه که همیشه آدم رو مجبور می کنه که بگیری تو بغلت و فشارش بدی .. یا حرف های بدون مکث یکتا وفتی داره برات فلسفه بافی می کنه و البته سر به سر گذاشتن ها یزدان که کم کم رنگ پختگی می گیرن .. می تونه یک لحظه مکث کردن مادر باشه پس از خستگی این هم دوندگی تویه زندگی مون تویه زندگی اش وقتی می ایسته تویه درگاهی در و تمام لبخندش قاب می شه اونجا .. دنیا می تونه قشنگ باشه با هر چی زشتی داره .. با هر چی جنگه توش .. با هر چی رنگه توش .. با همه این آدم ها که دور میشن از خویشتن خود ... من کور نیستم قشنگی های دنیا رو می بینم .. اما وقتی زشتی هاش طبل گرفتن و محکم می کوبن بهش و اون نوای دل انگیز زیبایی ها رو تویه خودشون حل می کنن .. نمی تونم گوش هام رو نگیرم ناخوداگاه دستام  میره بالا .. 

امروز تمام مدت فکرم به این بود ما با این همه پیشرفت و تند تند حرکت کردن ها می خوایم کجا رو تصاحب کنیم وقتی حتی نمی تونیم یک گوشه ای از عدالت رو بین خودمون اجرا کنیم ..عدالت می تونه دیدن همون لبخند باشه رو لبای اون دختر کوچولویی که دستش رو به سمتت دراز می کنه .. نه اینکه بخوام فقط حرفی زده باشم نه می خوام اعتراف کنم که منم گاهی تند از کنار همون دست رد شدم و نادیده گرفتمش .. عدالت می تونه تفسیر تو باشه از هز حرکتی که می کنی و می بینی  .. 

من نا امید نیستم .. اما دلتنگم .. با همین دلتنگی ایمان دارم به خدا و بعد به خودم که می تونم این مسیر ها رو ادامه بدم .. اما از  همیشه این زمانه که می گذره و همه چیز عوض میشه .... و باز برای چیزهای تازه مسیرها رو دوباره باید طی کرد.. تو اگر برای رسیدن به خواسته ات تلاش کنی باز هم اون رو جلوتر می بینی ..خوب این خسته ات می کنه ..

اما  زندگی می کنم  چه این رودخانه طغیان کنه و سریع تر به جلو ببردم.. چه آرام باشه و کم کم پیش بره ./.

 

/ 2 نظر / 11 بازدید
یار دبستانی (شهریار )