سال که نو می شود

 

این بار سال نو را با خواندن شروع کردم خواندن کلامش و خودش مگر نه اینکه هر چه بیشتر بخوانی اش اجابت می کندت ...

می دانم خوب نیست از غم بنویسم در ابتدای سال جدید پس به مصلحت پنهانش می کنم میان واگویه هایم ...

سال که نو شد من غرق خواندن بودم و خودم و تناقضات و فکرهای و تمام آنچه که من را می سازند ،نفهمیدم چه زود این سال خودش را جا کرد دم آخری انگار او هم تلاشش برای زودتر آمدن بود...به هر حال یادم رفت آرزویی بکنم پس بی آرزو شروع کردمش متفاوت با سال های پیش :|

اما عجیب روز قبل دلم هوای تو را کرد ...انقدر این خاک حریصانه به آغوشت گرفته است که مدتهاست دیگر  دلخوشیم بوسیدن سنگ سردیست که رویت کشیدی به جبر !

تو با من بودی تمام لحظه تحویل هنگام روبوسی و تبریک ها

فردا سفر می رویم سمت دریا ...سال را با سفر آغاز می کنم امیدوارم تمامش پر از سفر باشه برای منی که همیشه از دوست داشتنی هام بوده است

...

سال نو بر شما میمون و خجسته به دور از تمام تشویش های سالی که سخت بر همه گذشت.

 

 

 

 

نوشته شده به تاریخ شنبه ٨٩.١.١ ساعت 12:13am در دفترم

 

/ 1 نظر / 12 بازدید
مجاهد

چت روم برای وبلاگ با دریافت کد html و قرار دادن ان در قالب وبلاگتان صاحب چت روم حرفه ای در وبلاک خود باشید به لینک زیر برید: http://bo2bo2-download.persianblog.ir/post/304/