to suppress

 

 

 کلمه ها هستند .. همه جمع در ذهن ولی آوردنشون به وسط میدان کار سختی است!


امروز با یکتا رفتم پارک .. دوست ندارم اون هم خانه نشین باشه .. و به این اجبار تن بده .. به هر حال نگاه کردن به بازی بچه ها می تونه آرومت کنه .. اینکه همشون سرشار هستند از انرژی و تمامش رو انگار تا آخرین نفس بکار می گیرن.. اینکه قانع می شن به یک وعید کوچک حتی خوراکی  .. چقدر فاصله گرفتم با این دنیا ..و هر روز انگار تویه سراشیبی که تنها به سمت جلو حق داری بری ..
با نگاه تعقیبش می کنم ؛
چند سال پیش  من هم روی این تاب ها تا اوج می رفتم و دوبار بر می گشتم .. چقدر بین این میله های درهم گیر می کردم و بعد نگاهم به سمت کمکی بر می گشت .. چقدر آسمان را چرخانده بودم دور سرم ، مست و خرسند از این کار قهقه هایم گوشش را کر می کرد ..
حالا اما انگار اوست که مجبور می کندم به گرفتن گوش هایم! حساب این همه اسفند که می گذرد وحشتناک است ..

این همه فاصله و این همه راه ! باز فکر تو می آید کنار همه این ها .. مثل سایه انگار تمام مدت فکرهایم را میفشارد.تو را نمی دانم!!! سرکوبش میکنم هزار تکه می شود انگار ! 
من اما نفس های بریده بریده را تا کجا باید بکشانم برای رسیدن به قله... یا حتی به جان پناهی ؟!!

 

 

 

/ 9 نظر / 9 بازدید
سروش

سلام دختره چقدر خوبه که تو دختریِ!!! نمی دونم چرا!!! هی تو یه بار دیگه از وسطای نوشتت برگشتی به همون سبک نوشتاری ای که اولین بار ازت دیدم. یادته کدومو می گم که؟ این محشره. به ویژه اگه حرف عمیقی هم توش باشه. خوشحال شدم، بعد از مدت ها... [گل]

سروش

منظورم سلام دختر بود، اشتباه دختره نوشتمش. معذرت

سروش

این خیلی ناامید کننده است که تو این مدت فقط من نظر دادم. تو چرا بی حال شدی؟! به کسی سر نمی زنی، خوب کسی هم بهت سر نمی زنه. منم چون بامعرفتم میام ها. [خداحافظ]

سارا

صبر داشته باشی کوهی از صبر !

لیلا

زمان میگذره. ما نگاه می کنیم و باهاش می گذریم. دوست دارم هرچه زودتر ببینمت.به امید دیدار.راستی شاید بعد عید اومدم اونجا.

lili

یکتا خوبه؟ دلم واسش تنگ شده ببوسش.بهش بگو دل همه اینجا واسش تنگ شده.

رضا

و این اسفند و اسفندهای دیگر می گذرد... بهتره خودمون رو درگیر تاریخ نکنیم... من می تونم هنوزم مثل کودکی که حتی اون زمانم شاد نبودم قهقهه بزنم...نه! نمی شه.... عمره که می گذره و فقط یه خاطره می مونه...فقط یه خاطره...!

رضا

[تایید][سوال]

نصیر

[گل]همه قشنگ حرف میزنن.... اصلا کلا خوب حرف زدن کار سختی نیست. اما... دست رو دلم نزار هم یه جمله است..!! آبجی ملیح اینم مثل باقی نوشته هات به دلمون نشست... خصوصا ...."چقدر آسمان را چرخانده بودم دور سرم ، مست و خرسند از این کار قهقه هایم گوشش را کر می کرد .. ".. شادی و سربلندیت آرزوی قلبی ماست[گل]