برشی از ذهن من

اغلب پیش آمده که دچار دوگانگی در برخورد با چیزی و یا نوع رفتاری بشم و میوه ی آن ساعت ها تفکر از جنبه های مختلف می شود . کم پیش آمده تا انسانی بدون پیش داوری ذهنی بیابم و بخواهم ساعت ها درباره ی موضوع مورد نظر با او بحث کنم. انسان ها گاه آنقدر سطحی می شوند که می ترسی مشورتشان حباب باشد و ترکیدنی! اغراق در مسائل باعث زده شدن و دوری می گردد .این ها چیزهایی است که خواستم اینجا بنویسم که اگر زمانی برگشتم و خواندم بدانم که گذشتن از گذرگاه ها چه مسائلی به همراه داشته است . نگاه یک بعدی به هر آنچه که پیرامون ماست چه شاخه ای از دوست داشته های ما و چه رفتاری که بخواهیم نشان دهیم چه چسبیدن به هدفی که برگزیدیم,همه و همه بیشتر از آن که باعث جلو رفتن و پیش رفت به مسائل باشد چیزی جز در جا زدن نیست. چه بسا پیش آمده که خودمان هم از این ماجرا غافلیم یعنی آنچه غرق شدیم که به چشممان نمی آید .همیشه باید این اجازه را به خودمان بدهیم که کمی از کادر بیرون آمده و از دور به آن نگاه کنیم. ذهنم پرش دارد. شاید چراهای این جند روز آنقدر به او تاخته است که میان هیاهویشان اینگونه شده است . و شاید من آنقدر سختم در صحبت کردن که نوشتن هم سخت می کنم !
هر چه هست امید است که از این ابتلاء سربلند عبور کنم .
/ 4 نظر / 20 بازدید
ملیح

بیرون رفتن از کادری که هستیم گاهی بهترین راه برای حل مشکلاته ... باهات موافقم سخت نوشتی :)

ملیح

چه سکوتی اینجاست !

مثل همیشه گنگی!!!!!!!!!!!!!

یه چیزی بنویس